الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
200
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
دلالت مصنوعهاى معمولى بر صانع آنهاست ؛ يعنى اين دسته فقط در اين حدود ارتباط را ادراك مىكنند . اما از نظر اهل عرفان و همچنين فيلسوفانى كه حكمت متعاليه را شناختهاند و مخصوصاً مسايل « وجود » را آنچنانكه بايد ادراك كردهاند دلالت مخلوقات بالاتر از اين است . طبق اين مشرب فلسفى ، مخلوقات عين ظهور و نمايش ذات خداوندند نه چيزهايى كه ظاهر كنندهء خداوند باشند ، يعنى ظهور و نمايش و آيينه بودن عين ذات آنهاست . هرگاه چنين توفيقى دست دهد و انسان مخلوقات را آنچنانكه هستند ادراك كند در آن وقت ادراك مىكند كه « حق مطلق » و حق واقعى منحصراً ذات پاك احدّيت است « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » . « 1 » آيات و نشانههاى ما را به زودى در آفاق هستى و در خودتان خواهيد ديد تا آنكه براى آنان روشن شود كه خداوند حق مطلق است در آيينه وجود خودتان و آفاق جهان ، خدا را با ايمان خواهيد ديد . على عليه السلام به همين دلالت اشاره مىكند آنجا كه مىفرمايد : ما رَأَيْتُ شَيئاً إلّاوَ رَأيتُ اللَّه قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ ؛ « 2 » من چيزى را نديدم جز آنكه پيش از آن و بعد از آن و همراه آن خدا را ديدم . ابن فارض مىگويد : وجَلَّتْ في تَجَلِّيها الْوُجودُ لِناظِري * فَفي كلِّ مَرْئىٍّ اراها بِرُوْيتِه « 3 » ب . اما هدف دوم از تمثيلى كه در متن آمده اين است كه بدانيم آيا اعتقاد بهوجود خداوند در محاسبات علمى ما در مورد شناخت علل طبيعى كه تحت مطالعهء علوم است تغييرى مىدهد يا نه ؟ و بالعكس آيا شناخت علل طبيعى و مادى اشيا در اين محاسبهء فلسفى كه ما را بهسوى خداوند رهبرى مىكند تأثيرى دارد يا ندارد ؟
--> ( 1 ) . فصلت ، آيه 53 . . ( 2 ) . مجلسى ، مرآة العقول ، ج 10 ، ص 391 . . ( 3 ) . وجود با عظمت در تجلى چشم من جلوه كرد پس خودم در هر پديدهاى او را عيناً ديدم .